نمایش ۳۳۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۴۳٬۳۱۸ مورد.
#مدخلمعنی
 
۳۳۱یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن یوسف، مکنی به ابوالحجاج و ملقب به جمال الدین قضاعی کلبی مزی، معروف به «حافظ مزی». به سال ۶۵۴ هـ . ق. در حلب به دنیا آمد و در مزة از توابع ...
۳۳۲یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن علی بن جوزی قرشی تیمی بکری بغدادی، مکنی به ابوالمحاسن و ملقب به محیی الدین و معروف به ابن الجوزی. پسر علامه ابوالفرج ابن الجوزی و استاد و سفیر دارالخلافهٔ مستعصمیة. به سال ۵۸۰ هـ ...
۳۳۳یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن حسن، جمال الدین تاذفی. فاضل حنبلی از امرا بود. در تاذف حلب به سال ۸۲۶ هـ . ق. به دنیا آمد و در حلب پرورش یافت و به حکومت آنجا رسید. وی زیباروی ...
۳۳۴یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن حبیب بن ابی عبیدة فِهْری قرشی. پادشاه اندلس و یکی از نوابغ و بزرگان فصاحت و بلاغت بود. پس از مرگ ثوابةبن سلامه در قرطبه میان قبیلهٔ مضر و یمانیان بر سر تعیین جانشین ...
۳۳۵یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن عبدالجلیل مصطفی خضری جلیلی موصلی. واعظ حنفی. از مردم موصل بود. او راست: ۱ - الانتصار للاولیاء الاخیار. ۲ -کشف الاسرار و ذخائرالابرار. ۳ -الاستشفا باحادیث المصطفی. او ...
۳۳۶یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن طاهربن یوسف بن حسن خویی، مکنی به ابویعقوب و معروف به خویی. از مردم خوی آذربایجان و ادیب بود و شعر نیکو می سرود. در قصبهٔ نوقان طوس سکونت کرد و دستیار حاکم آنجا شد ...
۳۳۷یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن شداد. رجوع به یوسف (ابن رافع بن تمیم...) شود.
۳۳۸یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن شاهین کرکی، مکنی به ابوالمحاسن و ملقب به جمال الدین و معروف به سبط ابن حجر (سبط احمدبن حجر عسقلانی). مورخ و فقیه بود و از ادب نیز بهره ای داشت و اشعار سستی می سرود. از مردم ...
۳۳۹یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن سیرافی، مکنی به ابومحمد. یوسف بن حسن بن عبداللََّه بن مرزبان. رجوع به سیرافی (یوسف...) و قاموس الاعلام ترکی شود.
۳۴۰یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن سلیمان بن عیسی شنتمری، مکنی به ابوالحجاج و معروف به اعلم (اعلم شنتمری). رجوع به اعلام زرکلی و نیز شنتمری الاعلم شود.
۳۴۱یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن سالم بن احمد، معروف به حنفی. فاضل و شاعر و فقیه شافعی و از مردم مصر (ده خفته) بود. دو مقامه، رساله ای در «علم الآداب» و شرح آن و نیز دیوان شعر و همچنین حواشی و ...
۳۴۲یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن زکریا مغربی، ساکن مصر. ادیب و شاعر بود. در مصر پرورش یافت و به تحصیل پرداخت و در آنجا به سال ۱۰۱۹ هـ . ق. درگذشت. از آثار اوست: ۱ - دیوان ...
۳۴۳یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن رافع بن تمیم بن عتبهٔ اسدی موصلی، مکنی به ابوالمحاسن و معروف به ابن شداد و ملقب به بهاءالدین. از فرمانروایان و مورخان بزرگ بود. به سال ۵۳۹ هـ . ق. در موصل به دنیا آمد. به ...
۳۴۴یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن خلیل بن محمد منیر حلبی، معروف به قارِقلی. متصوف و شاعر و در فقه و موسیقی عالم بود. به سبب تدریس در مدرسهٔ قارلق حلب بدانجا منسوب گشت. منظومه هایی دربارهٔ موسیقی و آهنگها و فقه مذاهب اربعه ...
۳۴۵یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن خلیل بن قراجابن عبداللََّه دمشقی حلبی، مکنی به ابوالحجاج و ملقب به شمس الدین و معروف به ابن خلیل. محدث حنبلی بود. در دمشق به دنیا آمد و در بغداد و اصفهان در عصر خود فرد و ...
۳۴۶یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن خطیب. رجوع به یوسف (ابن حسن بن محمد...) شود.
۳۴۷یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن خطاربن یوسف بن مخائیل بن منصور غانم ناخوسی، معروف به یوسف غانم. ادیب و شاعر مارونی لبنانی. در بیروت دانش آموخت و در یکی از روزنامه ها به نویسندگی پرداخت، سپس به برزیل مهاجرت کرد و ...
۳۴۸یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن خضر (خیرالدین)بن جلال الدین رومی، معروف و ملقب به سنان الدین. فقیه حنفی و در علوم عقلی بسیار متبحر و آگاه و خود استاد و ندیم سلطان محمدخان عثمانی بود و به سال ۸۷۵ هـ ...
۳۴۹یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن خالدبن عمیر سمتی، مکنی به ابوخالد و معروف به سمتی، اهل بصره. فقیه و متهم به زندقه بود. از پیشوایان فرقهٔ جهمیه و نخستین کسی است که کتابی دربارهٔ شروط نوشته و نیز اولین کسی ...
۳۵۰یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسین کرماستی. فقیه حنفی از فرمانروایان دولت عثمانی بود و در علوم شرعی و عربی تبحر داشت. نخست به تدریس پرداخت و سپس حکومت بروسه و آنگاه فرمانروایی قسطنطنیه را بر عهده گرفت و در همانجا ...
۳۵۱یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسین کردی شافعی، معروف به کردی. فقیه بود و در دمشق سکنی گزید و در همانجا به سال ۸۰۴ هـ . ق. درگذشت. از آثار اوست: المسح علی الجوربین مطلقاً. (از اعلام زرکلی).
۳۵۲یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسین رازی، مکنی به ابویعقوب. از پاکان و محدثان بود. سخنانی پندآمیز از او نقل شده، از آن جمله است: «به اندازهٔ ترس تو از خدا مردم از تو می ترسند. و به اندازهٔ محبت ...
۳۵۳یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسین درویش حسینی، مکنی به ابوالمحاسن و ملقب به جمال الدین و معروف به نقیب. مردی فاضل بود. شعر نیکو می سرود. دیوانی دارد. وی در دمشق به سال ۱۰۷۳ هـ . ق. به دنیا ...
۳۵۴یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسین بن محمدبن حسین، معروف به ابن المجاور و مکنی به ابوالفتح و ملقب به نجم الدین. وزیر و ادیب و شاعر و اصلاً از شیراز بود ولی در دمشق پا به عرصهٔ هستی نهاد ...
۳۵۵یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسن حسینی شیرازی حنفی. قاضی بغداد و مردی فقیه و اهل تفنن بود. پس از فتنهٔ ابن اردبیل به ترکیه رفت و در بروسه به تدریس پرداخت تا به سال ۹۲۲ هـ . ق. درگذشت. ...
۳۵۶یوسف[ سُ ] (اِخ) (۷۳۰-۸۰۴ هـ . ق.) ابن حسن بن محمود تبریزی حلوایی، ملقب به عزالدین و معروف به حلوایی. مفسر و شافعی بود. از تبریز به ماردین رفت و سپس در الجزیره مسکن گزید و ...
۳۵۷یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسن بن محمدبن عبدالرحمان حسنی علوی، مکنی به ابوالمحاسن و معروف به مولوی یوسف. از پادشاهان دولت علوی در مغرب دور بود. پس از برادر بر تخت نشست و به کمک دولت فرانسه غائله و قیام ...
۳۵۸یوسف[ سُ ] (اِخ) (۸۳۷-۹۰۹ هـ . ق.) ابن حسن بن محمد، مکنی به ابوالمحاسن و ملقب به جمال الدین و معروف به ابن خطیب المنصوریة. فقیه شافعی و شاعر. زادگاه و مدفنش حماة بود. از آثار ...
۳۵۹یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن حسن بن علی رازی، مکنی و معروف به ابویعقوب. زاهد و صوفی و دانشمند و ادیب بود. وی سفرهای بسیار کرد و در روزگار خود شیخ ری و جبال بود و در آن نواحی به زندقه شهرت داشت. ...
۳۶۰یوسف[ سُ ] (اِخ) (۳۳۰-۳۸۵ هـ . ق.) ابن حسن بن عبداللََّه بن مرزبان، مکنی به ابومحمد و معروف به سیرافی ادیب. اصل پدر او از سیراف فارس است ولی در بغداد شهرت یافت. وی چندین تألیف در ...