لغتنامه
نمایش ۳۰۱ تا ۳۳۰ مورد از کل ۳۴۳٬۳۱۶ مورد.
| # | مدخل | معنی |
|---|---|---|
|
| ||
| ۳۰۱ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن قطبة. رجوع به یوسف (ابن احمدبن عبداللََّه بن قطبة) شود. |
| ۳۰۲ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عمربن یوسف صوفی کادوری. از آثار اوست: جامع المضمرات و المشکلات. وی به سال ۸۳۲ هـ . ق. درگذشته است. (از اعلام زرکلی). |
| ۳۰۳ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عمر صدقی شوقی ماردینی. از آثار اوست: ۱- محاسن الحسام. ۲- معراج المعتمر و الحاج. ۳- مسیر عموم الموحدین الی احیاء علوم الدین. وی به سال ... |
| ۳۰۴ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عمربن محمدبن یوسف ازدی، مکنی به ابونصر. از مردم بغداد و نخست نایب الحکومه و بعد حاکم آن شهر بود (سال ۳۲۷-۳۲۹ هـ . ق.). پدر و جد و جد بزرگ او نیز این ... |
| ۳۰۵ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عمربن محمدبن حکم، مکنی به ابویعقوب و معروف به ثقفی. از مردم بلقاء است. هشام بن عبدالملک او را به سال ۱۰۶ هـ . ق. به حکومت یمن و به سال ۱۲۱ هـ . ق. به ... |
| ۳۰۶ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عمر (المنصور نورالدین)بن علی بن رسول ترکمانی یمنی، ملقب به شمس الدین و معروف به «مظفر رسولی». دومین پادشاه از رسولیان یمن و مقر حکومتش صنعا بود (۶۱۹-۶۹۴ هـ . ق.). در مکه به دنیا آمد ... |
| ۳۰۷ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عمر انفاسی (۶۶۱-۷۶۱ هـ . ق.)، مکنی به ابوالحجاج و معروف به انفاسی. امام مسجد کروبین در فاس و مردی نیکوکار و فقیه مذهب مالکی بود. از آثار اوست: تقیید علی رسالة ابی ... |
| ۳۰۸ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عمران حلبی. از مردم شام و ادیب و شاعر بود و به بازرگانی اشتغال داشت. در سرزمین شام به سفر پرداخت و آنگاه به قاهره و اسلامبول رفت و بزرگان را مدح گفت. او ... |
| ۳۰۹ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن علی بن هادی کوکبانی صنعانی. از مردم صنعای یمن و از ادبا بود. به سال ۱۱۱۵ هـ . ق. درگذشت. از آثار اوست: ۱- طوق الصادح. ۲- سوانح فکر الافهام. ۳ |
| ۳۱۰ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن علی بن محمدشاه بن محمد یکان، معروف به ابن یکان. در فقه حنفی به تحقیق و در ادب و زبان عربی به تألیف پرداخت. از آثار اوست: ۱- غزوة السلطان سلیم للاعجام. ... |
| ۳۱۱ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن علی بن محمد، مکنی به ابویعقوب و معروف به جرجانی. فقیه حنفی از دانشمندان بود. کتاب «خزانةالاکمل» در فروع مذهب حنفی از اوست. یوسف پس از سال ۵۲۲ هـ . ق. درگذشته است. (از اعلام زرکلی). |
| ۳۱۲ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن علی بن عبدالملک بن سماط بکری مهدوی، مکنی به ابویعقوب و معروف به ابن سماط. شاعر و از مردم مهدیهٔ افریقا بود. اشعار او بیشتر در مدح حضرت رسول(ص) است و صاحب حلل السندسیة ... |
| ۳۱۳ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن علی بن جبارة هذلی بسکری، مکنی به ابوالقاسم و معروف به هذلی. دانشمندی نابینا بود، متکلم و دانا به قرائتهای مشهور و شاذ. وی از مردم بسکرة از سرزمین زاب الصغیر بود. به اصفهان و ... |
| ۳۱۴ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن علی بن احمد بغدادی، ملقب به عفیف الدین و مکنی به ابوالحجاج و معروف به ابن بقال. مذهب حنبلی و مسلک تصوف داشت. شیخ رباط مرزبانیهٔ بغداد بود و قبرش در تربت امام احمد است. آثاری دارد ... |
| ۳۱۵ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالمؤمن بن علی قیسی کومی امیرالمؤمنین، مکنی به ابویعقوب. سومین از پادشاهان دولت موحدین مراکش بود و به سال ۵۳۳ هـ . ق. در تینملل به دنیا آمد. پس از وفات پدر به سال ۵۵۸ ... |
| ۳۱۶ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه زجاجی جرجانی، مکنی به ابوالقاسم و معروف به زجاجی. ادیب و لغت دان و محدث بود. از ابواحمد غطریفی و ابواسحاق بصری و جز آن دو حدیث شنید و در گرگان به سال ۴۱۵ ... |
| ۳۱۷ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن محمد کلبی، مکنی و معروف به ابوالفتوح. از آل ابوالحسین کلبی از امرای صقلیه (سیسیل) در زمان فاطمیان (عبیدیان) و از دست نشاندگان آنان بود. پس از مرگ پدر به سال ۳۷۹ هـ . ... |
| ۳۱۸ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن محمدبن عبدالبر نمری قرطبی مالکی، مکنی به ابوعمر و معروف به ابن عبدالبر. مورخ و ادیب و محقق و از حافظان حدیث بود. او را حافظ المغرب می نامیدند (۳۶۸-۴۶۳ هـ . ... |
| ۳۱۹ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن عمربن علی بن خضر کردی گورانی، معروف به گورانی و عجمی. از عارفان نامی بود و خانقاهی مشهور در فراقة مصر و چندین خانقاه در شهرهای گوناگون داشت. رساله ای در شرایط توبه ... |
| ۳۲۰ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن سعید حسینی ارمیونی مصری شافعی، ملقب به جمال الدین و معروف به ارمیونی. از فضلای نامی و شاگرد سیوطی بود. وی از دیه ارمیون مصر بود و آثاری دارد که از آن جمله ... |
| ۳۲۱ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن سعیدبن عبداللََّه بن ابی زید اندلسی، مکنی به ابوعمر و معروف به ابن عباد (۵۰۴-۵۸۴ هـ . ق.). از مورخان و مقریان و رجال فقه و حدیث بود. در بلنسیة مسکن گزید ... |
| ۳۲۲ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن احمدبن اسماعیل بن عباس رسولی، معروف به المظفر الرسولی. از ملوک دولت رسولیهٔ یمن بود. ملک مسعود (ابوالقاسم بن اسماعیل) به سال ۸۵۴ هـ . ق. او را دستگیر و به غلامان تسلیم کرد ... |
| ۳۲۳ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه لغوی، مکنی به ابوالقاسم و معروف به زجاجی. رجوع به زجاجی شود. |
| ۳۲۴ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالکریم انصاری مدنی حنفی، معروف به یوسف انصاری. از فضلا بود. وی به سال ۱۱۲۱ هـ . ق. در مدینه به دنیا آمد و به سال ۱۱۷۷ هـ . ق. در همان شهر درگذشت. از ... |
| ۳۲۵ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالقادربن محمد حسینی ازهری، معروف به ابن الاسیر. از قبیلهٔ بنی الاسیر و خود نویسنده و دانشمند و فقیه و شاعر بود. به سال ۱۲۳۲ هـ . ق. در صیدا به دنیا آمد و به سال ۱۲۴۷ هـ ... |
| ۳۲۶ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالفتاح بن عطاء طباطبایی. از فقهای شیعه و از مردم تبریز بود. از آثار اوست: ۱ -الجهادیة. ۲ -الحدود و الدیات. ۳ -الخراجیة. وی به سال ۱۱۶۷ هـ . ... |
| ۳۲۷ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن یوسف لخمی اندی، مکنی به ابوالولید و معروف به ابن الدباغ. مورخ و محدث اندلس در روزگار خود بود. از آثار اوست: ۱ -طبقات المحدثین و الفقها. ۲ |
| ۳۲۸ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن علی لخمی میورقی، معروف به ابن نادر. از مردم اندلس و ساکن اسکندریه بود. به اصول فقه عالم بود و روایت و درایت را جمع کرد. در سفر حج از علمای مکه و بغداد ... |
| ۳۲۹ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالعزیزبن ابراهیم همدانی، مکنی به ابوالمحاسن و ملقب به علم الدین و معروف به ابن المرصص. از مردم فسطاط مصر و از گویندگان نامی روزگار خود بود. او در حلب به سال ۶۳۸ هـ . ... |
| ۳۳۰ | یوسف | [ سُ ] (اِخ) ابن عبدالرحیم بن عربی قرشی مهدوی، معروف به اقصری و مکنی به ابوالحجاج. از بزرگان صوفیان زمان خویش بود. در اقصر از توابع صعید مصر مسکن گزید و در همانجا به سال ۶۴۲ هـ . ق. ... |
