نمایش ۱۸۱ تا ۲۱۰ مورد از کل ۳۴۳٬۳۱۶ مورد.
#مدخلمعنی
 
۱۸۱یوسفی[ سِ ] (اِخ) یکی از شعب طایفهٔ جاکی از ایلات کوه گیلویه. سابقاً عدهٔ آنها بالغ بر ۸۰۰ خانوار بود، بعدها کم کم به اطراف پراکنده شدند و فعلاً بیش از یکصد خانوار از آنها باقی نیست که در نواحی ...
۱۸۲یوسفی[ سُ ] (اِخ) ابن محمد. طبیب هروی است. در ایام بابر و همایون شاه می زیست و صاحب تألیفات ذیل است: ۱ -فواید اخیار که در سال ۹۱۳ هـ . ق. تألیف شده. ۲
۱۸۳یوسفی[ سُ ] (اِخ) ترکش دوز. مردی خراسانی که به شغل ترکش دوزی اشتغال داشت و از مریدان درویش خسرو بود. شاه عباس بزرگ در زمانی که به تکیهٔ خسرو (در قزوین) رفت وآمد داشت با یوسفی خراسانی هم مهربانی می ...
۱۸۴یوسف‌وند[ سِ وَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد است. این دهستان در باختر بخش واقع و محدود است از خاور به دهستان حسنوند، از باختر به دهستان کولیوند، از شمال به کوه گردن، از جنوب به سفیدکوه. ...
۱۸۵یوسف‌محله[ سِ مَ حَ لْ لَ / لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خشکبیجار بخش خمام شهرستان رشت، واقع در ۹۰۰۰گزی شمال خاوری خمام و ۳۰۰۰گزی بازار خشکبیجار، با ۵۹۷ تن سکنه. آب آن از نهر حاجی بکنده از سفیدرود ...
۱۸۶یوسفلو[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان منجوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز، واقع در ۴۰هزارگزی جنوب باختری خداآفرین، با ۱۹۵ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
۱۸۷یوسف‌گلی[ سِ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلاس بخش سردشت شهرستان مهاباد، واقع در ۱۲هزارگزی خاوری سردشت، با ۱۸۷ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ زاب کوچک و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
۱۸۸یوسف‌کندی[ سِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۶هزارگزی شمال مهاباد، با ۳۱۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ مهاباد و راه آن شوسه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
۱۸۹یوسف‌کندی[ سِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آجرلوی بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۳۶هزارگزی جنوب خاوری مراغه، با ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از رود آجرلو و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
۱۹۰یوسف‌شاه پوربی[ سُ ] (اِخ) یکی از ملوک بنگاله بود و در سال ۸۸۷ هـ . ق. جانشین پدرش باربک شاه شد و ۸ سال حکومت کرد.
۱۹۱یوسف‌شاه[ سُ ] (اِخ) نام اتابک پنجم از اتابکان بزرگ لر و جانشین پدرش شمس الدین آلب آرغون بود، ولی چون جان ابقاخان را از یک خطر نجات داده بود نتوانست از التزام دربار وی خودداری کند و کشور موروث خود را ...
۱۹۲یوسفستان[ سُ فِ ] (اِ مرکب) جایی که در آن یوسف ها (زیبارویان) باشند. مولوی این ترکیب را در بیت زیر آورده است و از آن محلی پر از یوسف یعنی پر از زیبارویی و جمال و به عبارت بهتر ...
۱۹۳یوسف‌رضا[ سِ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام سوختهٔ بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در ۵هزارگزی شمال خاور ورامین و ۴۰هزارگزی شمالی راه آهن، با ۱۵۶ تن سکنه. آب آن از قنات سعدآباد و راه آن مالرو ...
۱۹۴یوسف‌ده[ سِ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودبنهٔ بخش مرکزی شهرستان لاهیجان، واقع در ۱۴۰۰۰گزی شمال خاوری لاهیجان و ۲۹۰۰گزی رودبنه، با ۳۸۹ تن سکنه. آب آن از حشمت رود از سفیدرود. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ...
۱۹۵یوسف‌خان[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مزرج بخش حومهٔ شهرستان قوچان، واقع در ۵۰۰۰گزی شمال خاوری قوچان و ۴۰۰۰گزی خاور شوسهٔ عمومی قوچان به باجگیران، با ۵۲۹ تن سکنه. آب آن از رود اترک و راه آن مالرو ...
۱۹۶یوسفجرد[ سِ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان فعله کری بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاه، واقع در ۲۲۰۰۰گزی شمال خاوری سنقر و ۱۰۰۰گزی جنوب راه فرعی سنقر به خسروآباد، با ۴۵۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ دره چرملهٔ خسروآباد است. ...
۱۹۷یوسف‌آباد قوام بزرگ[ سِ قَ بُ زُ ] (اِخ) دهی است از بخش شهریار شهرستان تهران، واقع در ۱۴هزارگزی باختر شهریار، سر راه شوسهٔ فرعی علیشاه عوض به شهرآباد، با ۱۴۷ تن سکنه. آب آن از قنات و رود کرج است. مزرعهٔ گامیش خانه ...
۱۹۸یوسف‌آباد خالصه وسط[ سِ لِ صَ وَ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در ۶هزارگزی باختر ورامین، سر راه ماشین رو فرعی ایجدون، با ۲۶۶ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. ...
۱۹۹یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز، واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری بستان آباد، با ۶۶۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
۲۰۰یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان برج اکرم بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ۱۸هزارگزی جنوب فهرج، با ۲۵۵ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
۲۰۱یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شرفخانهٔ بخش شبستر شهرستان تبریز، واقع در ۱۴هزارگزی جنوب باختری بخش، با ۱۹۱ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
۲۰۲یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) از قنوات تهران دارای ۴۰ سنگ آب. از مادرچاه آن تا شهر یک فرسنگ است که از شمال وارد شهر تهران می شود. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان شود.
۲۰۳یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دروازهٔ یوسف آباد، هم به مناسبت قنات فوق الذکر در شمال تهران بوده است. سابقاً یوسف آباد از باغ های مشهور خارج شهر تهران به شمار می رفته و متعلق به میرزا یوسف مستوفی الممالک بوده است، ...
۲۰۴یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام سوختهٔ بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در ۱۶هزارگزی خاور ورامین و ۸۹هزارگزی جنوبی راه شوسهٔ تهران-خراسان، با ۳۲۶ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. مزرعهٔ شور ...
۲۰۵یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) ده مرکز بخش از دهستان یوسف آباد پایین ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، با ۸۶۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
۲۰۶یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهر کهنهٔ بخش حومهٔ شهرستان قوچان، واقع در ۱۵۰۰۰گزی شمال باختری قوچان و ۱۰۰۰گزی شمال شوسهٔ قدیمی قوچان به شیران، با ۸۰۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ...
۲۰۷یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در ۲۶۰۰۰گزی جنوب خاوری جغتای و ۷۰۰۰گزی جنوب راه آهن، با ۲۳۸ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ...
۲۰۸یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگهٔ افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان، واقع در ۹۰۰۰گزی جنوب باختری قصبهٔ اسدآباد، کنار راه اتومبیل رو فرعی اسدآباد به عاجین، با ۲۳۱ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن اتومبیل رو است. مرتع ...
۲۰۹یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سلطانیهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان، واقع در ۳۰هزارگزی خاوری زنجان، سر راه شوسهٔ قزوین به زنجان، با ۶۶۸ تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه و راه آن اتومبیل رو است. (از ...
۲۱۰یوسف‌آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان تحت جلگهٔ بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ۱۸۰۰۰گزی شمال خاوری فدیشه، با ۱۰۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).