لغتنامه
نمایش ۳۴۳٬۲۶۱ تا ۳۴۳٬۲۹۰ مورد از کل ۳۴۳٬۳۱۶ مورد.
| # | مدخل | معنی |
|---|---|---|
|
| ||
| ۳۴۳۲۶۱ | یونس | [ نُ ] (اِخ) ابن مودود (شمس الدین)بن ملک عادل محمدبن ایوب، ملقب به مظفرالدین و معروف به الملک الجواد. از امیران دولت ایوبی به شمار می رفت و مردی کریم و بخشنده و در عین حال ساده و گول بود. خُدّام ... |
| ۳۴۳۲۶۲ | یونس | [ نُ ] (اِخ) ابن یوسف بن مساعد مخارقی، معروف به یونس شیبانی. پیشوای فرقهٔ یونسیه بود که بدو منسوبند. وی مردی زاهد و از مردم ده قنیه (از نواحی ماردین) بود و به سال ۵۳۰ هـ . ق. در آنجا ... |
| ۳۴۳۲۶۳ | یونس | [ نُ ] (اِخ) ابن یونس بن عبدالقادربن احمد اثری رشیدی شافعی. از مردم رشید مصر و ستاره شناس بود و به علم حدیث اشتغال داشت. آثاری دارد که از آن جمله است: ۱- غایةالسول فی شرح ... |
| ۳۴۳۲۶۴ | یونس | [ نُ ] (اِخ) خوارزمشاه. یونس بن تکش خان بن الب ارسلان بن اتسزبن محمدبن نوشتکین. بعد از انهزام برادر در سال ۵۶۸ هـ . ق. به پادشاهی نشست و رشیدالدین وطواط در مدح او شعر سروده است. (از تاریخ گزیده ... |
| ۳۴۳۲۶۵ | یونس | [ نُ ] (اِخ) غیثاوی. خطیب جامع جدید به دمشق. او راست: رسالة فی القهوة و تحریمها. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یونس بن عبدالوهاب... شود. |
| ۳۴۳۲۶۶ | یونس | [ نُ ] (اِخ) مالکی، ملقب به شرف الدین. صاحب «الکنز المدفون و الفلک المشحون» که به جلال الدین سیوطی منسوب است. و نیز کتاب «الجواهر المصون» از اوست. وی از شاگردان شمس الدین ... |
| ۳۴۳۲۶۷ | یونس الحرانی | [ نُ سُلْ حَ رْ را ] (اِخ) نام طبیب و گیاه شناس که در اسپانیا می زیسته است و ابن البیطار گوید اول کس که خواص بستان افروز را در اسپانیا بشناخت او بود. (یادداشت مؤلف). و رجوع به ... |
| ۳۴۳۲۶۸ | یونس الکاتب | [ نُ سُلْ تِ ] (اِخ) رجوع به یونس بن سلیمان... شود. |
| ۳۴۳۲۶۹ | یونس المالکی | [ نُ سُلْ ما لِ ] (اِخ) رجوع به یونس مالکی... شود. |
| ۳۴۳۲۷۰ | یونس المغنی | [ نُ سُلْ مُ غَ نْ نی ] (اِخ) یونس بن سلیمان، مکنی به ابوسلیمان. کاتب فارسی. رجوع به یونس بن سلیمان شود. |
| ۳۴۳۲۷۱ | یونس امره | [ نُ اَ رَ ] (اِخ) از مردم بولی و از بزرگان عرفا و از اهل اللََّه به شمار می رفت. وی زاویه ای داشت و پیوسته در آن به عبادت و ریاضت مشغول بود. به سال ۸۴۸ هـ . ق. درگذشت. ... |
| ۳۴۳۲۷۲ | یونس شیبانی | [ نُ سِ شَ ] (اِخ) رجوع به یونس بن یوسف... شود. |
| ۳۴۳۲۷۳ | یونس نبی | [ نُ سِ نَ ] (اِخ) یوناه. یونان. (یادداشت مؤلف). رجوع به یوناه و یونس بن متی شود. |
| ۳۴۳۲۷۴ | یونسآباد | [ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان زیراستاق بخش مرکزی شهرستان شاهرود، واقع در ۷هزارگزی جنوب شاهرود و ۲هزارگزی ایستگاه راه آهن شاهرود. سکنهٔ آن ۳۵۵ تن. آب آن از قنات است و راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ... |
| ۳۴۳۲۷۵ | یونسآباد | [ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۲۱هزارگزی شمال خاور حسین آباد و ۱۵هزارگزی خاور سنندج به سقز. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن. آب آن از رودخانه و چشمه و راه آن مالرو ... |
| ۳۴۳۲۷۶ | یونسپاشا | [ نُ ] (اِخ) یکی از وزیران بزرگ دورهٔ سلطان سلیم است. وی در روزگار بایزیدخان ثانی رئیس ینی چری بود، سپس بیگلربیگی آناطولی شد. در عصر سلطان سلیم خان به رتبهٔ وزارت نایل گشت. و در تاریخ ۹۲۳ هـ . ... |
| ۳۴۳۲۷۷ | یونسکو | [ نِ کُ ] (اِخ) نامی متشکل از حروف اول کلمات انگلیسی detinU dna cifitneicS ،lanoitacudE snoitaN noitasinagrO larutluC (که به علامت اختصاری .O.C.S.E.N.U نمایانده میشود). سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی وابسته به سازمان ملل متحد که در ۱۹۴۵ م. با همکاری ۴۳ ... |
| ۳۴۳۲۷۸ | یونسلی | [ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه، واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری نقده، با ۱۰۹ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴). |
| ۳۴۳۲۷۹ | یونسی | [ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان لب کویر بخش بجستان شهرستان گناباد، واقع در ۳۹۰۰۰گزی شمال خاوری بجستان، با ۴۹۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. مزرعهٔ علی آباد جزء این ده است. (از فرهنگ ... |
| ۳۴۳۲۸۰ | یونسیة | [ نُ سی یَ ] (اِخ) فرقه ای است منسوب به یونس بن عبدالرحمان قمی و از اصحاب وی. (از تعریفات جرجانی). گروهی از غُلات شیعه اصحاب یونس بن عبدالرحمان می باشند. می گویند: خدای تعالی بر عرش است و ... |
| ۳۴۳۲۸۱ | یونسیه | [ نُ سی یَ ] (اِخ) فرقه ای از مسلمین یاران یونس که دین را معرفت خدای و عشق بر خدای دانند. (یادداشت مؤلف). یاران یونس شمری هستند که گویند ایمان عبارت است از شناسایی حق و فروتنی ... |
| ۳۴۳۲۸۲ | یونغار | [ یُنْ ] (ترکی، اِ) تاری که از روده سازند. نام سازی است. (آنندراج). تار و سازی که می نوازند. نوعی از ساز ترکی که دارای سه تار است. (ناظم الاطباء). || به معنی مطلق تار و ریسمان نیز ... |
| ۳۴۳۲۸۳ | یونقار | [ یُنْ ] (ترکی، اِ) یونغار. رجوع به
یونغار شود:
ریز از تار تیز بی آهنگ
از برونش اگر کنی یونقار.
حکیم شفایی (از آنندراج). |
| ۳۴۳۲۸۴ | یونکی | [ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان فلارد بخش لردگان شهرستان شهرکرد، واقع در ۳۰هزارگزی خاور لردگان، با ۲۴۹ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰). |
| ۳۴۳۲۸۵ | یونگ | (ترکی، اِ) اسم ترکی صوف است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). یون. رجوع به صوف و پشم و یون شود. |
| ۳۴۳۲۸۶ | یونگ | (اِخ) آرتور. دانشمند کشاورزی انگلیسی. وی به سال ۱۷۴۱ م. در لندن به دنیا آمد و به سال ۱۸۲۰ م. درگذشت. در سال ۱۷۹۲ م. به فرانسه سفری کرد که بسیار سودمند بود. (از لاروس). |
| ۳۴۳۲۸۷ | یونگ | (اِخ) بریگام. (۱۸۰۱-۱۸۷۷ م.). دومین رئیس مرمن ها که فرقه ای از مسیحیان امریکا هستند که به نام «کلیسائیان قدیسیان آخرین روز» نیز نامیده می شوند. |
| ۳۴۳۲۸۸ | یونگ | (اِخ) کارل گوستاو. روانکاو و روانشناس سویسی (۱۸۷۵-۱۹۶۱ م.). مؤسس مکتب روانشناسی تحلیلی که شاخه ای از روانکاوی فرویدی است. نخست در دانشگاه بال پزشکی خواند و سپس به روان پزشکی روی آورد. در سال ۱۹۰۷ م. فروید را ... |
| ۳۴۳۲۸۹ | یونن | [ نُ ] (اِخ) ژونن . رجوع به ژونن شود. |
| ۳۴۳۲۹۰ | یوننان | (اِخ) ایالتی در جنوب چین با ۱۹۱۰۰۰۰۰ تن سکنه، واقع در شمال تنکن و مرکز آن شهر کون مینگ می باشد. سومین ایالت بزرگ چین خاص محسوب می شود. بیشتر نواحی آن خاصه در شمال و مغرب کوهستانی است و به وسیلهٔ ... |
