نمایش ۳۴۳٬۲۰۱ تا ۳۴۳٬۲۳۰ مورد از کل ۳۴۳٬۳۱۸ مورد.
#مدخلمعنی
 
۳۴۳۲۰۱یومی[ یَ می ی ] (ع ص نسبی) منسوب به یوم. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یوم شود. || روزانه و هرروزی. (ناظم الاطباء).
۳۴۳۲۰۲یومیه[ یَ / یُو می یَ / یِ ] (از ع، ص نسبی، اِ) روزانه. هرروز. هرروزه. همه روزه. (یادداشت مؤلف). روزانه و هرروزی. (ناظم الاطباء). || چیزی که هرروز به طور استمرار به کسی می دهند. (ناظم الاطباء). میاومة. آنچه مرتب ...
۳۴۳۲۰۳یون(اِ) فلس و فلوس. (ناظم الاطباء) (برهان). فلس. (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری): فلسفی فلسی و یونان همه یونی ارزد نفی این مذهب یونان به خراسان یابم. خاقانی. با نص حدیث و نظم قرآن یونی نرزد حدیث یونان.خاقانی.
|| نمد و نمدزین. ...
۳۴۳۲۰۴یون(ترکی، اِ) به معنی مطلق پشم استعمال شود. (انجمن آرا) (آنندراج). کلمهٔ ترکی است، اوحدی آن را استعمال کرده است. (یادداشت مؤلف). به معنی پشم ظاهراً فارسی باشد، چه بزیون را که سندس یا نوعی سندس است از مرغزی کنند که پشم ...
۳۴۳۲۰۵یون[ ] (از لاتینی، اِ) ماه قیصری، اول آن مطابق است با اول حزیران ماه رومی و بیست وپنج خردادماه جلالی و سیزدهم ژوئن ماه فرانسوی. (یادداشت مؤلف).
۳۴۳۲۰۶یون(اِخ) ناحیه ای به خراسان بزرگ: پادشایی است [ به خراسان ] خرد اندر شکستگی ها و کوههای آن را یون خوانند از پس ناحیت سکیمشت و دهقان او را پاخ خوانند و قوتش از امیر ختلان است و از آن ناحیت ...
۳۴۳۲۰۷یون[ یَ وَ / یو ] (اِخ) نام پسر یافث. (ناظم الاطباء). رجوع به یونان شود.
۳۴۳۲۰۸یون(اِخ) یونانی. قومی که در یونان می زیستند و خود کلمهٔ یونان را هم ایرانیان از همین کلمه گرفته اند و بر سرزمین آنها که هلاس باشد اطلاق کرده اند. (از فرهنگ ایران باستان صص ۱۱۳-۱۱۴).
۳۴۳۲۰۹یون(اِخ) قسمت آسیای صغیر یونان قدیم: چوب سدر که استعمال شده، آن را از محلی آورده اند که کوه نامیده می شود. مردمان ایبرناری این چوب را آوردند. از مملکت بابل، کری و یون تا شوش آنها را آوردند... تزیینات برجستهٔ ...
۳۴۳۲۱۰یون نان(اِخ) ایالتی در جنوب چین با ۱۹۱۰۰۰۰۰ تن سکنه، واقع در شمال تنکن و مرکز آن شهر کون مینگ می باشد. سومین ایالت بزرگ چین خاص محسوب می شود. بیشتر نواحی آن خاصه در شمال و مغرب کوهستانی است و به وسیلهٔ ...
۳۴۳۲۱۱یونا(اِخ) یونس. (قاموس کتاب مقدس) (یادداشت مؤلف). رجوع به یونس (پیغمبر) شود.
۳۴۳۲۱۲یونا(اِخ) زوجهٔ خوزی وکیل هیرودیس انتیپاس، از جمله کسانی بود که مسیح را خادم بود و حنوط از برای دفن مسیح آورد. (قاموس کتاب مقدس).
۳۴۳۲۱۳یونارت[ رَ ] (اِخ) دهی است دم دروازهٔ اصفهان. (از انساب سمعانی).
۳۴۳۲۱۴یونارتی[ رَ ] (ص نسبی) منسوب است به یونارت و آن دیهی است دم دروازهٔ اصفهان. (از انساب سمعانی).
۳۴۳۲۱۵یونارتی[ رَ ] (اِخ) حافظ شهر ابونصر حسن بن محمدبن ابراهیم بن احمدبن علی یونارتی اصفهانی که به سال ۵۲۹ هـ . ق. درگذشته است. (از تاج العروس). و رجوع به ابونصر و حسن شود.
۳۴۳۲۱۶یونان(اِخ) یونس پیغمبر: ذوالنون؛ لقب یونس أی یونان النبی. (از اقرب الموارد).
۳۴۳۲۱۷یونان(اِخ) اسدی در لغت نامه گوید: «مادر یونس پیغمبر بوده است. چون از بطن حوت نجات یافت قومی در حق یونان معتقد شده بودند و بدو بگرویده و آن قوم را یونانیان خوانند» و شعری از دقیقی به شاهد آرد. ...
۳۴۳۲۱۸یونان(اِخ) دهی است میان بردعه و بیلقان. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). جایی است در هفت فرسخی بردعه و بیلقان. (از معجم البلدان).
۳۴۳۲۱۹یونان(اِخ) نام دهی به بعلبک. (منتهی الارب). از دیه های بعلبک است. (از معجم البلدان). نام قریه ای نزدیک بعلبک. (ناظم الاطباء).
۳۴۳۲۲۰یونان(اِخ) نام قومی که در جنوب اروپا در شبه جزیرهٔ یونانستان ساکنند. خود مردم به خود هلانی گویند. ایرانیان این اسم را از نام یکی از قبایل آنها که یونی ها باشد گرفته و به تمام مملکت و مردم اطلاق ...
۳۴۳۲۲۱یونان(اِخ) کشوری در جنوب شرقی اروپا و در جنوب غربی شبه جزیرهٔ بالکان، مشتمل بر جزایر پراکنده ای در دریای اژه و دریای ایونی ، که ۱۳۰۴۰۰ کیلومتر مربع مساحت و بیش از ۸۵۵۵۰۰۰ تن سکنه دارد. از این تعداد در ...
۳۴۳۲۲۲یونان زمین[ زَ ] (اِخ) زمین یونان. سرزمین یونان. کشور یونان. (از یادداشت مؤلف): جزیره یکی بُد به یونان زمین کروتیس بُد نام شهر گزین.عنصری. شامس، جزیره ای بود به یونان زمین. (لغت فرس اسدی). دواسبه فرستاد قاصد ز پیش به یونان زمین ...
۳۴۳۲۲۳یونانستان[ نِ ] (اِخ) سرزمین یونان. کشور یونان. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و ایران باستان ص ۶۹۰ و ۷۱۴ و یونان شود.
۳۴۳۲۲۴یونانی(ص نسبی، اِ) منسوب به یونان. هر چیز منسوب و مربوط به کشور یونان. (یادداشت مؤلف): ساخت آنگه یکی بیوکانی هم بر آیین و رسم یونانی.عنصری.
|| اهالی یونان. مردم یونان. که از مردم یونان باشد. اهل یونان. از ...
۳۴۳۲۲۵یونانیت[ نی یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) یونانی بودن. از یونان بودن. از مردم یونان بودن. (یادداشت مؤلف): شهرهای یونانی که علمدار یونانیت در ایران بودند سلوکیها را بی شک بر پارتی های شجاع و... ترجیح خواهند داد. (ایران باستان ...
۳۴۳۲۲۶یوناه(اِخ) یونان. یونس نبی. نام کتابی از تورات. (یادداشت مؤلف).
۳۴۳۲۲۷یونت(ترکی، اِ) نام ماه هفتم از ماههای ترکی برابر مهرماه شمسی ایران. (از آثارالباقیه ص ۷۰). و رجوع به یونت ئیل شود.
۳۴۳۲۲۸یونت ئیل(ترکی، اِ مرکب) نام سال هفتم از دورهٔ اثناعشری که سال اسب باشد. (ناظم الاطباء). نام هفتمین سال از سالهای ترکی است یعنی سال اسب. (هرمزدنامه ص ۳). نام سال هفتم از دورهٔ دوازده سالهٔ تاریخ ترکان است. (از یادداشت مؤلف).
۳۴۳۲۲۹یونجالو[ یُنْ ] (اِخ) دهی است از دهستان نمین بخش نمین شهرستان اردبیل، واقع در ۱۵هزارگزی شوسهٔ اردبیل به نمین، با ۲۴۷ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
۳۴۳۲۳۰یونجه[ یُنْ جَ / جِ ] (اِ) ینجه. اسفست. اسپست. آسپست. رطبة. قت. فصفصة. برسیم. گیاهی تر و سبز که تخم آن را می کارند و برای تعلیف اغنام و احشام به کار می رود. (یادداشت مؤلف). یونچقه. گیاهی که اسبان را فربه کند. ...