نمایش ۱ تا ۳۰ مورد از کل ۳۶ مورد.
#مدخلمعنی
 
۱یونا(اِخ) یونس. (قاموس کتاب مقدس) (یادداشت مؤلف). رجوع به یونس (پیغمبر) شود.
۲یونا(اِخ) زوجهٔ خوزی وکیل هیرودیس انتیپاس، از جمله کسانی بود که مسیح را خادم بود و حنوط از برای دفن مسیح آورد. (قاموس کتاب مقدس).
۳انترناسیونالیسم[ اَ تِ سیُ ] (فرانسوی، اِ) در اصطلاح سیاسی، عقیدهٔ طرفداران اتحاد بین المللی ممالک جهان و ملتهای آنها. (از فرهنگ فارسی معین، اعلام). || مسلک طرفداران اتحاد بین المللی کارگران. (فرهنگ فارسی معین، اعلام).
۴ایلیونا[ ] (اِخ) دختر پریام آخرین پادشاه شهر تروا و خواهر هکتور بود. پدر او پس از غلبهٔ یونانیان بدست پیرهوس به هلاکت رسید. (ترجمهٔ تمدن قدیم تعلیقات نصراللََّه فلسفی).
۵بیونانی[ ] (اِخ) تیره ای از ایل گوران کرد ساکن کرمانشاه. رجوع به گوران شود.
۶تاریخ یونان[ خِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) در آغاز یونانیان دورهٔ نسل ها را حساب میکردند. هردوت چنین بیان میکند که دوران هر سه نسل برابر با یک قرن گردد «دنی دالی کارناس» زمان یک نسل را ۲۷ سال میداند. دولت یونان سال اجتماعی واحدی ...
۷جزایر یونانی[ جَ یِ رِ ] (اِخ) نام یکی از ایالت های تحت فرمانروایی اسکندر. (از تاریخ ایران باستان ج ۳ ص ۲۰۵).
۸حب الباقلاء الیونانی[ حَ بْ بُلْ قِ ئِلْ نی ی ] (ع اِ مرکب) وزنی است معمول طبیبان و داروگران معادل شش قیراط.
۹حسن یونارتی[ حَ سَ نِ ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم بن احمد اصفهانی مکنی به ابونصر منسوب به یونارت از نواحی اصفهان بود و در ۵۲۷ هـ . ق. درگذشت. او راست: «معجم الشیوخ». (هدیة العارفین ج ۱ ص ۲۷۸).
۱۰حیونات[ حَ یَ وَ ] (ع اِ) جِ حَیَوان. (اقرب الموارد). حیوانات. رجوع به حیوان شود.
۱۱داریونان [ دارْ ] (اِ مرکب) نوعی دارو. (ناظم الاطباء).
۱۲دیر مریونان[ دَ رِ مَ ] (اِخ) و به آن عمر ماریونان میگویند این دیر در انبار بر کنار فرات واقع است دیر بزرگی است و بر دور آن دیوارهائی محکم کشیده شده و مسجد جامع به آن متصل است. ...
۱۳شنیس یونانی[ ؟ سِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خنیک. از مقیاسهای حجم در ایران باستان، مساوی: ۱۰۰۷ پیمانه، ۱۰۰۷ لیتر. (تاریخ ایران باستان ص ۱۶۶ و ۷۷۲).
۱۴شیخ الیونانی[ شَ خُلْ ] (اِخ) شیخ یونانی. فلوطن صاحب اثولوجیا (میامرو تا سوعا) که بغلط آنرا به ارسطو نسبت کرده اند. فلوطینس. (یادداشت مؤلف). رجوع به تتمهٔ صوان الحکمة ص ۱۸۵ شود.
۱۵شیخ یونانی[ شَ خِ ] (اِخ) فلوطن. رجوع به شیخ الیونانی و فلسفهٔ بزرگ ترجمهٔ احمد آرام ص ۹۱، ۵۳، ۵۲ و تتمهٔ صوان الحکمة ص ۱۸۵ شود.
۱۶فابش الیونانی[ بِ شُلْ ] (ع اِ مرکب) باقلی. رجوع به فابس شود.
۱۷فاریونا(اِ) به لغت سریانی فاوانیا است که عودالصلب باشد. (فهرست مخزن الادویة).
۱۸فلس یونانی[ فَ سِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خرمهره. در کتب لغت یافته نشده. (غیاث).
۱۹فلیونا[ ] (اِ) لسان العصافیر. (فهرست مخزن الادویه). زبان گنجشک.
۲۰کیونان[ کی وَ ] (اِخ) دهی از دهستان بیلوار است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ۸۶۰ تن سکنه دارد. در کنار آبادی، قلعه ای قدیمی به نام قلعه کهنه وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
۲۱محب الیونان[ مُ حِ بْ بُلْ ] (اِخ) لقب حارث سوم از نبطیان جنوب شرقی اردن. وی ضرب سکه را از یونانیان اقتباس کرده است. (از النقودالعربیه ص ۸۸، ۸۹).
۲۲ناسیونال سوسیالیسم[ یُ سُ سیا ] (اِخ) حزب سیاسی در آلمان که در ۱۹۲۰ م. پایه گذاری شد. آدلف هیتلر (۱۸۸۹ -۱۹۴۵ م.) در رأس آن قرار داشت از نام این حزب نازی و نازیسم استخراج شده است.
۲۳یونارت[ رَ ] (اِخ) دهی است دم دروازهٔ اصفهان. (از انساب سمعانی).
۲۴یونارتی[ رَ ] (ص نسبی) منسوب است به یونارت و آن دیهی است دم دروازهٔ اصفهان. (از انساب سمعانی).
۲۵یونارتی[ رَ ] (اِخ) حافظ شهر ابونصر حسن بن محمدبن ابراهیم بن احمدبن علی یونارتی اصفهانی که به سال ۵۲۹ هـ . ق. درگذشته است. (از تاج العروس). و رجوع به ابونصر و حسن شود.
۲۶یونان(اِخ) یونس پیغمبر: ذوالنون؛ لقب یونس أی یونان النبی. (از اقرب الموارد).
۲۷یونان(اِخ) اسدی در لغت نامه گوید: «مادر یونس پیغمبر بوده است. چون از بطن حوت نجات یافت قومی در حق یونان معتقد شده بودند و بدو بگرویده و آن قوم را یونانیان خوانند» و شعری از دقیقی به شاهد آرد. ...
۲۸یونان(اِخ) دهی است میان بردعه و بیلقان. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). جایی است در هفت فرسخی بردعه و بیلقان. (از معجم البلدان).
۲۹یونان(اِخ) نام دهی به بعلبک. (منتهی الارب). از دیه های بعلبک است. (از معجم البلدان). نام قریه ای نزدیک بعلبک. (ناظم الاطباء).
۳۰یونان(اِخ) نام قومی که در جنوب اروپا در شبه جزیرهٔ یونانستان ساکنند. خود مردم به خود هلانی گویند. ایرانیان این اسم را از نام یکی از قبایل آنها که یونی ها باشد گرفته و به تمام مملکت و مردم اطلاق ...