نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
#مدخلمعنی
 
۱هامین(اِ) وزنی برابر بیست وپنج استار. (فرهنگ نظام). رجوع به استار شود. ابن سینا در قانون نقل نموده که هامین پنج استار است و بیست درهم و چهار اوبولو. (از فرهنگ نظام). وزنی معادل بیست وپنج استار و چهار اوبولو. (یادداشت به ...
۲بهامین[ بَ ] (هزوارش، اِ) فصل بهار را گویند. (آنندراج) (برهان) (ناظم الاطباء). هزوارش «بهامین»، پهلوی «وهار» (بهار). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
۳نهامین[ نَ ] (اِ) آهنگر. (رشیدی) (جهانگیری) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج). حداد، به این معنی به حذف نون آخر هم به نظر آمده است. (از برهان). رجوع به نهامی شود.