نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
#مدخلمعنی
 
۱رایان(اِخ) کوهی است به حجاز. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).
۲رایان(اِخ) دهی است بناحیهٔ اعلم. (منتهی الارب). قریه ای است از قراء ناحیهٔ اعلم همدان. (از معجم البلدان).
۳رایان(اِخ) نام شهری است در خطهٔ راجپوتانا واقع در حوزهٔ جونپور و ۱۲۶هزارگزی شمال شرقی آن. رایان دارای قلعه ای بسیار بلند و باشکوه میباشد. (از قاموس الاعلام ترکی).
۴رایاندن[ دَ ] (مص) رهنمائی نمودن به بیرون. هدایت کردن. (ناظم الاطباء). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.