نمایش ۱ تا ۳۰ مورد از کل ۹۱ مورد.
#مدخلمعنی
 
۱تام(ص) بمعنی بسیار کم و بغایت اندک. (از برهان). و رجوع به انجمن آرا و آنندراج و شرفنامهٔ منیری و فرهنگ جهانگیری و ناظم الاطباء شود. بمعنی اندک بزبان طوس لیکن مشهور سوتام است. (فرهنگ رشیدی). و آنرا سوتام نیز گویند. (فرهنگ ...
۲تام[ م م ] (ع ص) چیزی که اجزاء آن کامل باشد. تمام. درست. ضد ناقص. (از اقرب الموارد) . و رجوع به منتهی الارب و غیاث اللغات و برهان و فرهنگ جهانگیری و آنندراج و انجمن آرا و ...
۳تام پیکو(اِخ) شهر و بندری به مکزیک و بر کنار اقیانوس اطلس واقع است و ۸۱۳۰۰ تن سکنه دارد و صادرات آن نفت است. رجوع به «تامُلیپاس» شود.
۴تام تام(اِ) نوعی از آلات موسیقی ضربی است که منشأ آن از چین است و عبارت از یک صفحهٔ فلزی دایره شکل است که بطور عمودی بر پایه ای آویخته شده است و با چکش چوبی بر آن نوازند.
۵تام رسول[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کندکلی، در بخش سرخس شهرستان مشهد و پانزده هزارگزی شمال باختری سرخس و چهارهزارگزی باختر راه ماشین رو سرخس به چهل کمان قرار دارد. جلگه و گرمسیر است و ۶۰۰ تن سکنه دارد. آب ...
۶تام سوی(اِخ) بندر آزادی است به فرمز که در سال ۱۸۵۸ م. برای تجارت اروپاییان آزادی این بندر تأمین گردید و در اول اکتبر سال ۱۸۸۴ در این بندر بین فرانسویها و چینی ها جنگی درگرفت. در اطراف آن معادن گوگرد فراوان ...
۷تام قلندر[ قَ لَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کندگلی بخش سرخس شهرستان مشهد واقع در یازده هزارگزی باختر سرخس و ده هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی سرخس به مشهد. جلگه و گرمسیر است و ۱۲۲۰ تن سکنه دارد. آب ...
۸تام قنبرعلی[ قَ بَ عَ ] (اِخ) دهی از دهستان کندگلی بخش سرخس شهرستان مشهد است و در دوازده هزارگزی باختر سرخس و یازده هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی مشهد به سرخس واقع است. جلگهٔ گرمسیر است و ۸۳۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات ...
۹تام میررحمان[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کندگلی بخش سرخس شهرستان مشهد. در ده هزارگزی جنوب باختری سرخس و هفت هزارگزی شمال شوسهٔ عمومی مشهد به سرخس واقع است. جلگهٔ گرم سیر است و ۳۱۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات ...
۱۰تام و تمام[ تامْ مُ / م م وَ تَ ] (ص مرکب) از اتباع. کامل. بی عیب. کامل از هر جهت. اقصی کمال ممکن. بدون نقص.
۱۱تاماً[ تامْ مَنْ ] (ع قید) کاملاً. تماماً. رجوع به تام و تمام شود.
۱۲تامات[ تامْ ما ] (ع ص، اِ) ج تامَّة. (فرهنگ نظام). کاملات، چه این جمع تامه است که مؤنث تام باشد و تام به تشدید میم اسم فاعل است از تمام که مصدر اوست. (آنندراج) (غیاث اللغات): ...بحق ...
۱۳تاماتاو(اِخ) شهر و بندری است بر ساحل شرقی ماداگاسکار و ۶۰۰۰۰ تن سکنه دارد. قاموس الاعلام ترکی در ذیل کلمهٔ «تاماتاوه» آرد: ...مسکن قوم «بتانیمن» است... و مرکز تجارت با مردم همجوار است و فرانسویها بسال ۱۸۲۹ و ۱۸۴۵ م. به این قصبه ...
۱۴تاماتاوه(اِخ) تلفظ ترکی «تاماتاو». رجوع به تاماتاو و قاموس الاعلام ترکی شود.
۱۵تامار(اِخ) (به عبری درخت خرما). اسم زنی است که به دو نفر از اولاد یهودا یعنی «عیرو» بعد از فوت او به «اونان» تزویج شد و چون اونان سرای فانی را بدرود گفت، پدرش وعده داد که هرگاه پسرم «شیله» ...
۱۶تامار(اِخ) خواهر ابشالوم که آمنون از راه حسد وی را ملوث کرده با وی هم بستر شد. (کتاب دوم سموئیل ۱۳ کتاب اول تواریخ ایام ۳:۹) (قاموس کتاب مقدس).
۱۷تامار(اِخ) دخت ابشالوم بود. (کتاب دوم سموئیل ۱۴:۲۷) (قاموس کتاب مقدس).
۱۸تامار(اِخ) اسم مکانی است که بطرف شرقی یهودا واقع است. (کتاب حزقیال ۴۷:۱۹ و ۴۸:۲۸) و در تعیین موضع آن اختلاف است. بعضی بر آنند که همان «تدمر» است که در دشت بود. رجوع به تدمر شود. (قاموس کتاب مقدس).
۱۹تامارزو(ص) تمارزو در تداول عوام، حسرتمند و حسرت زده و آرزومند را گویند. ظاهراً این کلمه محرف طمع آرزو است.
۲۰تاماری تو(اِخ) برادر «خوم بان ایگاش» پادشاه عیلام بود و بر اثر اغتشاش های داخلی عیلام که آسوریها آن را دامن میزدند تاماری تو برادر خود را کشته خود پادشاه شد ولی پس از چندی او نیز گرفتار سرکشی های داخلی گشت و ...
۲۱تاماری سور مر[ مِ ] (اِخ) توقفگاه زمستانی (قشلاق) در «وار» که در بلوک «سین» فرانسه واقع است.
۲۲تاماریس(اِ) تاماریکس و تاماریسک اثل است. رجوع به اثل شود.
۲۳تاماریسک(اِ) تاماریس و تاماریکس اثل است. رجوع به اثل شود.
۲۴تاماریکس(اِ) لاتینی «تاماریس»، اثل است. رجوع به تاماریس و تاماریسک و مخصوصاً «اثل» شود.
۲۵تامان(اِخ) شبه جزیرهٔ کوچکی است در روسیه (قسمت شمالی قفقاز) که در بغاز کرچ بین دریای آزف (شمال این شبه جزیره) و دریای سیاه (جنوب این جزیره) قرار دارد و مساحت آن در حدود ۱۵۰۰ کیلومترمربع است. اصل آن سرزمین آتش فشانی ...
۲۶تاماندوا(اِ) یکی از انواع پستانداران بی دندان نواحی گرم امریکا است.
۲۷تامانوار(اِ) نام پستاندار عظیم الجثه ای که مورچه خوار است و از دستهٔ بی دندانان آمریکای استوایی است. بزرگی جثه اش به ۵/۲ متر میرسد و بوسیلهٔ زبان بلند و چسبندهٔ خود مورچگان را گیرد و خورد.
۲۸تاماولی[ وَ ] (اِخ) تیره ای از ایل طیبی از شعبهٔ لیراوی ایلات کوه گیلویهٔ فارس. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۹). رجوع به طیبی و ...
۲۹تاماولیپاس(اِخ) تلفظ ترکی تامُلیپاس است. رجوع به همین کلمه و قاموس الاعلام ترکی شود.
۳۰تامبر[ ] (اِ) در هندی نام غیرمعهود «برش» برج الف که نام معهود آن همان برش است. رجوع به ماللهند بیرونی ص ۱۰۸ شود.