معتقه

[ مُ عَ‌تْ تَ قَ ] (ع ص، اِ) شراب کهنه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || عطری است. (منتهی‌ الارب) (آنندراج). قسمی از عطر. (ناظم‌ الاطباء) (از اقرب الموارد).غ

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.