معتفی

[ مُ تَ ] (ع ص) خواهندهٔ خير و روزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || بخشوده. عفو کرده شده‌:غ مست و بنگی را طلاق و بيع نيست‌غ همچو طفل است و معاف و معتفی است.غ مولوی.غ و رجوع به اعتفاء شود.غ

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.