معتب

[ مَ تَ ] (ع مص) خشم گرفتن. (تاج‌ المصادر بيهقی) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مَعتِبَه. مَعتَبَه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (اِ) خشم. (منتهی الارب) (آنندراج).

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.