معبره

[ مُ بَ رَ ] (ع ص) جاريه معبره؛ دختر ختنه‌ناکرده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم‌ الاطباء). || شتر ماده که سه سال نزايد و اين‌ ايام سخت گذشته باشد بروی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب‌ الموارد). || شاه معبره؛ گوسفند فريز ناکرده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || زنی که از کس او آب مانند ريم جاری‌ باشد، و يا ابن‌المعبره دشنام است مر عربان را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.