معالات کردن

[ مُ کَ دَ ] (مص مرکب) با کسی در بلندی نبرد کردن. در بلندی با کسی‌ يا چيزی رقابت کردن‌: و لشکری که بدان‌ با روزگار معادات و با فلک معالات توان‌ کرد... در جهان آواره گشته... (نفثهالمصدور). و رجوع به معالاه شود.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.