آبفت

[ بَ ] (اِ) جامهٔ ستبر و سفته و گنده. آبافت : تن همان خاک گران سیه است ارچه شاره وآبفت کنی کرته و شلوارش. ناصرخسرو.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.