آلاء

(ع اِ) جِ اِلْی و اَلْی. نعمتها. نیکیها. نیکوئیها. (ربنجنی): صفت و نعت او بنزد خرد همه آلاء کبریا باشد.مسعودسعد. پس پرده بیند عملهای بد همه پرده پوشد به آلای خود.سعدی.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.