صبار

[ صُ ] (ع اِ) صُبّار. تمرهندی است : مرا کرد محموم صداع خمار رسان ساقیا آن شراب صبار. میرنظمی (از فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۱۶۰).
رجوع به تمر هندی شود.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.