راستگیر

(نف مرکب) مخفف راست گیرنده. معتقد براستی : هم در حق حارث بن سوید آمد که چون بمکه رفت و از مدینه بگریخت پشیمان شد بر آن، کس فرستاد بقوم خود گفت بپرسید از رسول علیه السلام که تا خود مرا توبه باشد که من پشیمانم. خدای تعالی این آیه فرستاد که: {/B«... إِلاَّ اَلَّذِینَ تََابُوا مِنْ بَعْدِ ذََلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اَللََّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ».۱-۱۲۳:۸۹/} کسی از جملهٔ خویشان او آیة آنجا فرستاد تا بر او خوانند. حارث او را گفت تو به این که میگویی راست گیری و رسول از تو راست گیرتر است و خدای تعالی از هر دو راستگیرتر است تا بمدینه آمد و اسلام آورد... (تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۱ ص ۶۰۰).

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.