حامیة

[ یَ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی مؤنث حامی. حمایت کننده. || مردی یا جمعی که حمایت مردم خود کنند. (منتهی الارب). مردی دلیر که قوم خود نگاه دارد. || دیگپایه. || سنگها که بدان نورد چاه کنند. (منتهی الارب). || آتش بغایت گرم : {/Bنََارٌ حََامِیَةٌ.۱-۲۱۰۱:۱۱/} (قرآن ۱۰۱/۱۱). {/Bنََاراً حََامِیَةً.۲-۳۸۸:۴/}(قرآن ۸۸/۴).
ج، حوامی. (منتهی الارب). || در عصر حاضر، در ممالک عربی ساخلوی شهر را حامیة گویند. || هو علی حامیةالقوم (بر حامیهٔ قوم بودن)؛ یعنی آخرین کس است که حمایت کند قوم را در امور آنان. || رفتن بحامیهٔ خود؛ رفتن بجهت و مقصد خویش: مضیت علی حامیتی؛ أی وجهی و مقصدی. (منتهی الارب).

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.