Showing 211-240 of 343,316 items.
#WordDefinition
 
211یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خشکبیجار بخش خمام شهرستان رشت، واقع در ۹۰۰۰گزی جنوب خاوری خمام و ۳۰۰۰گزی راه مالرو عمومی، با ۱۴۵ تن سکنه. آب آن از نهر کیشه دمرده از سفیدرود و راه آن مالرو است. (از ...
212یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان علای بخش مرکزی شهرستان سمنان، واقع در ۹۰۰۰گزی جنوب سمنان و ۳۰۰۰گزی راه شوسه، با ۲۲۵ تن سکنه. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
213یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در ۱۸۰۰۰گزی شمال باختری آمل و ۲۵۰۰گزی باختر شوسهٔ آمل به محمودآباد، با ۲۱۵۰ تن سکنه. آب آن از آلش رود و نهر لکونی و راه آن ...
214یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان، واقع در ۴۸۰۰۰گزی جنوب ماه نشان و ۶۰۰۰گزی راه مالرو عمومی، با ۲۹۰ تن سکنه. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
215یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد، واقع در ۲۱۰۰۰گزی شمال خاوری دورود و ۳۰۰۰گزی جنوب راه مالرو، با ۲۵۹ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
216یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میربیگ بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در ۵۸۰۰۰گزی باختر راه نورآباد و ۳۷۰۰۰گزی باختر راه شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه. آب آن از چشمهٔ یوسف آباد و راه آن مالرو است. (از فرهنگ ...
217یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسنوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد، واقع در ۹۰۰۰گزی جنوب باختری الشتر و ۳۰۰۰گزی باختر راه شوسهٔ خرم آباد به الشتر، با ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ...
218یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش رامهرمز شهرستان اهواز، واقع در ۳هزارگزی جنوب خاوری رامهرمز به خلف آباد، با ۴۵۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ رامهرمز و راه آن در تابستان اتومبیل رو است. (از ...
219یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه و ارداک شهرستان مشهد، واقع در ۶۴۰۰۰گزی جنوب کشف رود، با ۱۹۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
220یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان پایین جام بخش تربت جام، با ۲۴۳ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
221یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ۲۴۰۰۰گزی جنوب نیشابور، با ۵۷۹ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
222یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان تحت جلگهٔ بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ۱۸۰۰۰گزی شمال خاوری فدیشه، با ۱۰۸ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
223یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سلطانیهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان، واقع در ۳۰هزارگزی خاوری زنجان، سر راه شوسهٔ قزوین به زنجان، با ۶۶۸ تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه و راه آن اتومبیل رو است. (از ...
224یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگهٔ افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان، واقع در ۹۰۰۰گزی جنوب باختری قصبهٔ اسدآباد، کنار راه اتومبیل رو فرعی اسدآباد به عاجین، با ۲۳۱ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن اتومبیل رو است. مرتع ...
225یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در ۲۶۰۰۰گزی جنوب خاوری جغتای و ۷۰۰۰گزی جنوب راه آهن، با ۲۳۸ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ...
226یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهر کهنهٔ بخش حومهٔ شهرستان قوچان، واقع در ۱۵۰۰۰گزی شمال باختری قوچان و ۱۰۰۰گزی شمال شوسهٔ قدیمی قوچان به شیران، با ۸۰۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ...
227یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) ده مرکز بخش از دهستان یوسف آباد پایین ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، با ۸۶۷ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
228یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام سوختهٔ بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در ۱۶هزارگزی خاور ورامین و ۸۹هزارگزی جنوبی راه شوسهٔ تهران-خراسان، با ۳۲۶ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. مزرعهٔ شور ...
229یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دروازهٔ یوسف آباد، هم به مناسبت قنات فوق الذکر در شمال تهران بوده است. سابقاً یوسف آباد از باغ های مشهور خارج شهر تهران به شمار می رفته و متعلق به میرزا یوسف مستوفی الممالک بوده است، ...
230یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) از قنوات تهران دارای ۴۰ سنگ آب. از مادرچاه آن تا شهر یک فرسنگ است که از شمال وارد شهر تهران می شود. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان شود.
231یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شرفخانهٔ بخش شبستر شهرستان تبریز، واقع در ۱۴هزارگزی جنوب باختری بخش، با ۱۹۱ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
232یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان برج اکرم بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ۱۸هزارگزی جنوب فهرج، با ۲۵۵ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
233یوسف آباد[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز، واقع در ۱۸هزارگزی شمال باختری بستان آباد، با ۶۶۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
234یوسف[ سُ ] (اِخ) میر محمد یوسف بن خواجه موسی. از اولاد سیدامیر کلال و داماد معزالدین جهاندار پادشاه بود و در قلعهٔ شاهجهان آباد اقامت داشت. پس از شکست حکومت دهلی از فرنگ در لکنهو سکنی گزید. از اوست: توبه ام ...
235یوسف[ سُ ] (اِخ) میر محمد یوسف بن حکیم میر محمدصادق. از سادات رضوی لکنهوست. ابتدا به تحصیل علم طلسمات و نیرنجات پرداخت و با قاضی محمدصادق خان در این زمینه مراسلت داشت. به سال ۱۲۴۷ هـ . ق. در ...
236یوسف[ سُ ] (اِخ) میرزا یوسف خان دهلوی. از زمرهٔ منصب داران سلطنت محمداکبرشاه بود و به کامرانی زندگانی می نمود. این رباعی در جواب رباعی عرفی از اوست: عرفی رفتی به دوست پیوستی تو وز کشمکش زمانه وارستی تو فردا غم ...
237یوسف[ سُ ] (اِخ) میرزا یوسف شیرازی، مصر فکرش یوسفستان مضامین عشقبازی. او راست: جان ز پهلوی تن از قیمت خود بیخبر است قطره در ابر چه داند که گهر خواهد شد. (از صبح گلشن ص ۶۱۸) (از فرهنگ سخنوران).
238یوسف[ سُ ] (اِخ) میرزا جلال الدین اصفهانی. طبع پاکیزه اش یوسف کنعان سخندانی است. از اوست: از تبسم لب آن غنچه دهن گویا شد داغ دل چشم تو روشن که نمکدان واشد. (از صبح گلشن ص ۶۱۸) (از فرهنگ سخنوران).
239یوسف[ سُ ] (اِخ) مولوی ابوالحامد محمد یوسف علی بن مولانا حاج مولی محمد یعقوب علی سندیلی. از شیوخ عثمانی النسب پدر در پدر در دربار امیر الهند و الاجاه محمدعلیخان بهادر در رفاه و آسایش می گذراندند. وی تا دوازده ...
240یوسف[ سُ ] (اِخ) محمد یوسف گردیزی. از سادات کرام گردیز بود و ساغر دهانش به رحیق سخن لبریز. او راست: تیر مژگان صنم همچو خدنگ است اینجا می دهد کار چو با شاهد شنگ است اینجا. (از صبح گلشن ص ۶۱۷).