Showing 271-300 of 343,316 items.
#WordDefinition
 
271یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن یحیی بن محمدبن زکی الدین علی قرشی دمشقی، ملقب به بهاءالدین و مکنی به ابوالفضل و معروف به ابن الزکی. از فقهای شافعی و آخرین قاضی از بنی زکی بود. از سال ۶۸۲ هـ . ...
272یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن یحیی بن محمد، مکنی به ابوالمحاسن و ملقب به جمال الدین و معروف به کرمانی. دانشمند بود و به سال ۸۳۱ هـ . ق. در قاهره به دنیا آمد و در آن شهر زندگی کرد و در ...
273یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن یحیی بن عیسی بن عبدالرحمان تادلی، مکنی به ابوالحجاج و معروف به ابن الزیات. لغت دان و ادیب و از قضاة مالکی و از مردم تادلهٔ مغرب (در میان تلمسان و فاس) بود. آثاری دارد که ...
274یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن یحیی بن الحسین بن امام المؤیدباللََّه محمدبن امام قاسم صنعانی. ادیب، واقف به تراجم احوال، از مردم صنعا بود. کتاب «نسمةالسحر فی ذکر من تشیع و شعر» در دو جلد از اوست. وی به سال ۱۱۲۱ هـ . ...
275یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن یحیی بن احمدبن یحیی حسنی علوی، امام زیدی یمانی. از دانشمندان بود و تألیفاتی دارد. در دیه ریدة از بلاد حاشد یمن سکنی گزید و به «داعی الی اللََّه» ملقب شد. به صعدة رفت و مدتی ...
276یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن یبقی بن یوسف بن مسعودبن عبدالرحمان بن یسعون تجیبی اندلسی و گویند شنشی، مکنی به ابوالحجاج. لغت دان معروف. او راست: المصباح فی شرح ابیات الایضاح به فارسی. وی بعد از سال ۵۴۲ ...
277یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن هلال بن ابی البرکات جمال الدین حلبی حنفی، مکنی به ابوالفضائل صفدی. پزشک بود و از ادب و فقه نیز بهره داشت. او راست: ۱- ارجوزة فی الخلاف بین ابی حنیفة ...
278یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن موسی کلبی، مکنی به ابوالحجاج. از مردم سرقسطة و نابینا بود و از دانشمندان نحو و توحید و اعتقادات به شمار است. در اواخر عمر به عدوة مهاجرت کرد و به سال ۵۲۰ هـ . ...
279یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن موسی بن محمد، ابوالمحاسن جمال الدین ملطی. قاضی حنفی (۷۲۶-۸۰۳ هـ . ق.). اصل وی از خرت برت دیاربکر و زادگاهش ملطیة در شمال سوریه بود. در اواخر زندگی قاضی حنفیان مصر ...
280یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن موسی بن سلیمان بن فتح بن محمد جذامی رُندی. شاعر و از فضلاء قضاة بود. قضاء زادگاه خود «رند» و جز آن یافت. از آثار اوست: ۱- الخصائص النبویة. ۲- ...
281یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن موسی بن ابی عیسی غسانی سبتی، مکنی به ابویعقوب. فقیه مالکی و از حافظان حدیث بود. وی در اصل از سبتة مغرب بود و در فاس به جامع باب السلسلة قرائت می کرد. «الافادة» دو کتاب ...
282یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن معزوز قیسی مرسی، مکنی به ابوالحجاج. عالم به ادب عرب از مردم جزیرةالخضراء اندلس بود. در پایان عمر به مرسیة رفت و در همانجا به سال ۶۲۵ هـ . ق. درگذشت. از آثار اوست: ۱
283یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمد میلوی (مولوی)، معروف به ابن وکیل و مکنی به ابوالحجاج. ادیب به مصر بود و تألیفاتی دارد که از آن جمله است: ۱- تغریدالعندلیب علی غصن الاندلس الرطیب. ۲
284یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدخان قره باغی. از علمای کلام و از مردم ده قره باغ همدان و به قره باغی معروف بود. از آثار اوست: ۱- تفسیر قول اللََّه، لیس کمثله شی ء. ۲
285یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدجان کوسج قراباغی. متوفا به سال ۱۰۵۴ هـ . ق. در علم معقول از مستعدان روزگار گذشته و در فکر و سخن هم فائق اقران گشته. او راست: خون شد دل من خوب شد این خون ...
286یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن یوسف بن اسماعیل بن فرج بن نصر. سلطان ابوالحجاج غرناطی اندلسی، پادشاه غرناطه و از شاهان دولت بنی نصربن احمر در اندلس بود. به سال ۷۹۳ هـ . ق. پس از مرگ پدر ...
287یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن یحیی بن ابی بکربن علی بطاح اهدل حسینی زبیدی. محقق و مدرس و از علمای شافعی در یمن و مشتغل در تاریخ و حساب و فرائض دینی بود. از زبید به مکه و مدینه مهاجرت ...
288یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن هبةاللََّه واسطی، مکنی به ابوالمظفر و ملقب به مجدالدین و معروف به ابن البوقی وزیر. دانشمندی از خاندان علم و ادب و ریاست بود و از سال ۶۲۱ هـ . ق. به مدت ده ...
289یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن موسی بن یونس بن منعة، مکنی به ابوالمعالی و معروف به ابن منعة. قاضی موصل بود. و ریاست آن اقلیم به وی ختم شد. به سال ۷۱۶ هـ . ق. در سلطانیه درگذشت. «شرح ...
290یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن مسعودبن محمد عبادی عقیلی، مکنی به ابوالمظفر و ملقب به جمال الدین و معروف به سرمری. از حافظان حدیث و از علمای حنبلی بود. به سال ۶۹۶ هـ . ق. در سرمن رأی به دنیا ...
291یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن محمدبن زین الدین حسینی عاملی. از دانشمندان شیعه در علم تراجم بزرگان تشیع بود و از آثار او کتاب «الاقوال فی معرفة الرجال» را می توان یاد کرد که به سال ۹۸۲ هـ . ...
292یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن قارو، مکنی به ابوالحجاج. از بسیاری سماع حدیث کرد و به خراسان رفت و در بلخ سکونت گزید و به سال ۵۳۵ هـ . ق. در همان شهر درگذشت. (از تاج العروس ذیل جیان).
293یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمد (فخرالدین)بن عمر (صدرالدین)بن علی بن محمدبن حمویة جوینی، مکنی به ابوالمظفر. از امرا و بزرگان ادب و از مردم جوین نیشابور بود. خانواده اش پس از نیمهٔ دوم قرن پنجم در شام و ...
294یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن عثمان بن یوسف سرخسی دمشقی، ملقب به شرف الدین. از نویسندگان و علمای حدیث بود. برزالی و ذهبی و ابن رافع از او روایت شنیدند (۶۳۹-۷۲۱ هـ . ق.). وی ...
295یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن عبداللََّه بن یحیی بن غالب بلوی مالقی اندلسی مالکی، مکنی به ابوالحجاج و معروف به ابن الشیخ. از زاهدان و دانشمندان زبان و ادب بود. وی در مالقه به سال ۵۲۹ هـ . ق. به دنیا ...
296یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالجوادبن خضر شربینی مصری. مؤلف کتاب «هزالقحوف بشرح قصیدة ابی شادوف» است که به زبان عامیانه و فکاهی است و نیز قصیده ای به نام «اللآلی و الدرر» در پند و اندرز دارد که از حروف ...
297یوسف[ سُ ] (اِخ) (ناصر) ابن محمد (عزیز)بن ظاهر غازی بن ناصر صلاح الدین یوسف بن ایوب. آخرین پادشاه سلسلهٔ بنی ایوب. وی به سال ۶۲۷ هـ . ق. در قلعهٔ حلب به دنیا آمد و پس از مرگ پدر به سال ...
298یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم انصاری بیاسی، ملقب به جمال الدین و مکنی به ابوالحجاج. از مورخان و حافظان حدیث و دانشمندان اندلس بود. در بیاسة از حوالی جیان به دنیا آمد و در تونس درگذشت (۵۷۳
299یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمد (المقتفی)بن المستظهر، معروف به المستنجدباللََّه. رجوع به مستنجد شود.
300یوسف[ سُ ] (اِخ) ابن محمد المستنصر (یا المنتصر) باللََّه بن محمدناصربن یعقوب قیسی کومی. فرمانروای مغرب اقصی، از موحدان است. پس از مرگ پدرش مردم بدو بیعت کردند (سال ۶۱۰ هـ . ق.). در روزگار او فتنه ها بالا گرفت ...