آب راهه

[ هَ / هِ ] (اِ مرکب) هر جا که آب
در آن گذرد از رود و جوی و مسیل و مانند
آن. گذرگاه سیل. (فرهنگستان
زمین شناسی):
خاک خور، گو پس از این روح طبیعی تا من
آب راهه ش ز گذرگاه جگر بربندم.
سیف اسفرنگ.

|| راه آب. مجری. آوره. آب راه. فرخور.
|| نهری یا رودی که در نهر یا رود دیگر
ریزد. رافد. رافده.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.