آبده

[ بِ دَ ] (ع ص، اِ) چیستان. چربک.
سخن غریب. مثل. حکایت. بردک.
|| آن داهیه که بماند یاد کردن آن
همیشه. (ربنجنی). || جانور وحشی.
|| مرغ که بر جای ماند و بسردسیر و
گرمسیر نشود. || سختی. (ربنجنی). ج،
اوابد.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.