آب خوردن

[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص



مرکب) آشامیدن آب :
هرچند خلنده ست چو همسایهٔ خرماست
بر شاخ چو خرماش همی آب خورَد خار.
ناصرخسرو.

- در یک آب خوردن؛ در لحظه ای. در
مدتی سخت کوتاه.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.