آبخواره

[ خوا / خا رَ / رِ ] (اِ مرکب)
ظروف سفالینه که در آن آب یا شراب آشامند.
آنچه که در آن آب توان خورد از سبو و جز
آن :
همه آبخواره بینی که ز ما کنند مستی
اگر آبخواره سازند ز خاک ما سبویی.
قاسم انوار.

|| (نف مرکب) آبخوار.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.