آب جو

[ بِ جَ / جُو ] (ترکیب اضافی، اِ
مرکب) فوگان. فقاع. فقع. نبید جو. آخسمه.
آخمسه. جعه . و قسم ستبر آن را بوزه گویند.
|| ماءالشعیر. آبی که در آن جو مقشر
جوشانیده باشند مداوا را.

مرجع: دهخدا، علی‌اکبر: لغت‌نامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، https://dehkhoda.ut.ac.ir ) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷.
موسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.