[ سَ / سِ ] (اِ) ارهٔ درودگری. (از
برهان). ارهٔ درودگران باشد. (فرهنگ اوبهی)
(از لغت فرس اسدی). اره را گویند. (فرهنگ
جهانگیری) (آنندراج):
به یوسه ببرند چوب سکند
که تا پای خونی درآرد به بند.اسدی.
مرجع: دهخدا، علیاکبر: لغتنامهٔ دهخدا (نسخه دیجیتال، http://dehkhoda.ut.ac.ir) براساس نسخه فیزیکی ۱۵ جلدی انتشار سال ۱۳۷۷. موسسهٔ لغتنامهٔ دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران، ۱۳۹۹.
